(( به نام پروردگار یگانه ))
باز هم مثل همیشه بعد از رفتنش او را شناختم ...
باز هم افسوس خوردم ...
باز هم از رنج غفلت اشک هایم بر روی گونه غلتید ...
* * * *
پریروز مطلب زیبایی را خواندم که این گونه نوشته بود :
<<او كه مي سرود : «سهشنبه؛ چرا تلخ و بيحوصله؟
سهشنبه؛ چرا اين همه فاصله؟
سهشنبه؛ چه سنگين! چه سرسخت، فرسخ به فرسخ!
سهشنبه خدا كوه را آفريد!>>
سه شنبه اي آمد كه پر كشيد ...
* * * *
قیصر امین پور آن بزرگ مرد شاعر که حرف های دلش را به دست قلم می سپرد در اولین سه شنبه ی ماه آبان
به ابدیت پیوست ....
می خوام یکی از اشعار زیبایش که البته طولانی اما بسیار زیبا بود را که به دلم بسیار نشست رو بنویسم ...
تا آخرش بخونید خیلی قشنگه ...
انگار باهاتون حرف می زنه ...
مثل بقیه ی اشعارش ...
