سال تحصیلی تمام شده بود و ما طبق هر ساله منتظر آمدن اقامه و آماده شدن بلیط هامون بودیم ،
بعد از کلی دنگ و فنگ و این هفته اون هفته کردن ، کارمون جور شد و اومدیم ایران .
ایران رو خیلی دوست دارم ، اما متاسفانه هیچ احساسی نداشتم ، یک بی تفاوتی مسخ کننده ای
داشتم که خودم رو هم وادار به تعجب می کرد .
تصور من از ایران توی این نه ماه فرق کرده بود ، یعنی تبلیغ های منفی همین ایرانی های خودمون
از ایران ، توی نت ، من رو نسبت به ایران یه کمی بدبین کرده بود ، بدبینی از هر نظر ، اقتصادی ،
سیاسی ، اجتماعی و مخصوصا این که شنیده می شد که خیلی راحت دختران رو به زور
می دزدیدن و یا دختران داوطلبانه ...
و یا شایعاتی که درباره ی جنگ ایران و آمریکا بود ، جوری بود که من فکر می کردم پامو
بزارم ایران ، آمریکا حمله کرده و همه مون به دیار باقی می شتابیم ، خلاصه با ترس از این
مسائل پا در فرودگاه امام خمینی گذاشتم .
بعد از چند روز به مشهد رفتیم ، توی حرم جای تکان خوردن نبود و این قدر تحت تاثیر جو معنویه
عجیبی بود که هر کسی رو به هیجان بر می انگیخت .
توی این مدت خیلی دوست داشتم برم جنوب ایران ، مناطق جنگیش رو ببینم و یا لااقل برم بهشت زهرا (س)
ولی قسمت نشد ...
خلاصه بگم که در این سه ماه وقتی خوب جا افتادم متوجه شدم که اصلا اون طوری نبود
که بقیه می گفتن ، ایران هنوز همون طور زیبا و باحال بود و ایرانی با سانسور کردن
بعضی مسائل که البته تقصیر قشر منفی جامعه بود ، هنوز انسان و پاک و باحال بودن ،
و البته از نظر سیاسی که واقعا خندم گرفته بود ، سره سفره که می نشتی متوجه می شدی که
هرکسی یه نظری داره ، مثلا بین چهار تا برادر ، یکی مخالف صد در صد دولت و البته
دکتر احمدی نژاد بود ، یکی طرفدار سر سختش ، یکی بی طرف بود و دیگری ...
اما در کل خدا شاهده وقتی از ایران خارج می شدم به این نتیجه رسیدم که واقعا هیچی ایران نمیشه ،
بقیه هم شاید بلف اضافه بزنن که آمریکا فلانه الانه ، فقط کافیه یک سال بری اون جا ،
صد در صد افسردگی می گیری از اون جو بی محبت ، اما کم کم عادت می کنی ،
حالا باز توی کشور های آسیایی امیدی هست اما کشور های غربی رو بی خیال ...
درسته که همه ی اون تبلیغات منفی دروغ نبودن و احتمالا 5% درست بود ،
اما به اون ۹۵% واقعا می ارزید ...
پی نوشت :
( ایران * وطن قشنگم ، الان که دوباره ازت دور شدم ، لحظه شماری می کنم که این نه ماه هم تموم بشه و
دوباره در آغوشت خودم رو غرق کنم !!!)