خيلي برام عجيبه که چرا اين قدر ما آدم ها مسخره هستيم ؟ چرا اين قدر افکارمون مسخره ست ؟ چرا اين قدر زندگيمون مسخره ست ؟
چرا اين قدر سخت مي گيريم ؟ چرا اين قدر از خودمون و ديگران غول مي سازيم ؟ چرا اين قرد بد بين هستيم ؟
مگه ما مي خوايم چند بار زندگي کنيم که اين قدر در حال جنگيم ؟ مگه چند بار مي خوايم عاشق بشيم که اين قدر سخت گيري مي کنين ؟ مگه چند بار مي خوام عروسي کنيم که اين قدر مي پيچونيم .
آره من يه بچه هستم . شايد يه نادان يه بي عقل يه نفهم .
اما شما رو به خدا يه ذره اون عقل بي خودتون رو کنار بزارين و با يه افکار قشنگ تر و با عقل درست تر فکر کنيد فقط براي يه لحظه .
چرا اين قدر ما در جهان جنگ داريم ؟
چرا همه به جون هم مي افتند ؟
چرا اين همه دزد و جاني و قاتل داريم ؟
چرا اين همه آمار تصادفات زياده ؟
چرا اين قدر دخترا و يا هر نوع ديگر از افراد جامعه خودکشي مي کنند ؟
شما فکر مي کنيد اين دخترا خدا و نمي شناسن ؟ يا فکر مي کنيد فقط خودتون خدا رو مي نشاسيد ؟
اين دخترا هم خدا رو مي شناختن . معلومه که چندين و چند بار به درگاهش رفتن و کمک خواستن اما بعد از مدتي احساس کردن ديگه بريدن . چون احمقن . بابا جون مگه ما چند بار مي خوايم زندگي کنيم که اين قدر همه چيز رو سخت مي گيريم ؟
از مبدا خلقت هم همه چيز آسان و روان بود اما اين شيطان بود که همه چيز رو سخت گرفت و. سخت گرفتن ما هم از فريب هاي شيطان ريشه مي گيره . مگه چي ميشد شيطان مثل يه بچه آدم به آدم (ع) سجده کنه ؟ مگه چي ميشد ؟
من نمي فهمم . بازم ميگم شايد از نظر شما من يه نادان و بي عقل باشم اما چه خوب که هستم و مثل شما فکر نمي کنم اما منم دارم ديوونه ميشم از اين همه سخت گيري !!
اگر يه دختر پولدار با يه پسر معلمولي بخواد ازدواج کنه چرا قبول نمي کنيم ؟ چرا ؟ مگه همه جيز به پوله ؟ پولم که هيچي حتما به خاطر حرف مردم اما همين مردم چرا اين کار رو مي کنند اين مردم احمق چرا حرف در ميارند چرا اين قدر سخت مي گيرند ؟ مگه چند بار مي خوايم زندگي کنيم که به خوايم همه چيزمون بنا به درخواست مردم باشه ؟
چرا اين قدر مردم به ديگران تجاوز مي کنند ؟ دزدي مي کنند ؟ غارت مي کنند ؟ جنايت مي کنند ؟ قتل مي کنند ؟ مرض که ندارن حتما يه دردشون هست . حتما پول ندارن حتما چشماشون سير نيست . آخه چرا اين جوري بايد باشه وقتي که خيلي بهتر از اين هم ميشه باشه ؟ چرا کشور ها با هم جنگ مي کنند ؟ مگه اون ها آدم نيستند ؟ مگه مي خوان حيوان بکشند که اين قدر راحت مي کشند . چون آدمي بر خلاف زندگيش خيلي مهمه و چه قدر احمق هستن انسان ها که زندگي را به سخت ترين شکل اداره مي کنند و جان شيرين را به مسخره ترين شکل از دست مي دهند !!! چرا جنگ ميشه ؟ چون ما انسان ها چشم اين را نداريم که ديگري بيشتر از ما داشته باشه و چه قدر احمقانه که با گرفتن همان چيز از ديگري به اجبار مي خواهيم ما هم آن چيز را داشته باشيم و چه احمقانه ست اين کار !!!
بابا زندگي خيلي ساده تر از اينه که فکر مي کنيم . خيلي زياد ...
و تصور کنيد اگر زندگي اين طور بود چه قدر همه ي بدي ها جاي خود را به نيکي مي دادند ...
و به قول خواننده ي محبوب ايراني سياوش قميشي :
تصور کن اکه حتي تصور کردنش سخته جهاني که هر انساني تو اون خوش بخت خوشبخت
....
