تبليغاتX

به خاطر تو - آی زندگی می میرمو عمرمو می گیرم ازت ...
وای از این غوغای دل از دلبرم هستم خجل

 

ای خدا ...

 

چیه آخه این زندگی ؟ چیه این زندگی که نمی دونی دو دقیقه دیگه ت جه خبره ُ هستی یا رفتی ُ اون

 

وقت برای صد تومن این قدر چونه می زنیم که طرف مقابل بی خیال بشه ُ آخه مگه چه قد ارزش داره ؟

 

تموم میشیم به خدا تموم میشیم و آخرش فقط بدی ها و خوبی هامون می مونه . آخرش فقط کار هایی

 

که کردیم توشه ی اون دنیامون میشه . هیچ وقت این موضوع برام قابل درک نبوده نیست و احتمالا نخواد

 

بود . وقتی داستانای برزخ رو می خونم احساس می کنم فقط یه داستانه و یا برای زمان های قدیمه و

 

برای شخص خودم اتفاق نمی افته اما ...

 

انا لله و انا الیه اجعون

 

دیروز فهمیدم یکی از دوستامون توی یه تصادف خواهر و دومادشون که پارسال ازدواج کرده بودن و یه بچه

 

کوچیک داشتن فوت شدن و خودش نابینا شده و احتمال فلج شدنش هست . آخی کی فکرش رو می

 

کرد (ص) نابینا بشه ؟؟ اما بچه سالمه !!!

 

آی خدااا آخه چیه این زندگی ؟؟ از دیروز تا حالا تو فاز افسردگیم اصلا یادش که می افتم دیوونه میشم .

 

آدم به این درس خونی و باحالی و مودب و با ایمان یه دفعه همچین بلایی سرش بیاد !!!

 

اما بعدش فکر کردم درسته مرگ حقه اما خدا زندگی رو هم داده . این دنیا به قول یه بنده خدایی ( دار

 

مکافات حاجی ) میگذره این دنیا اما باید کاری کنیم خوب بگذره . نه این که باس خاطر این ه امان داره

 

فردا نباشم امروزم رو خراب کنم اما همیشه هم یادم باشه اون دنیایی هم وجود داه و الکی سره یه قضیه

 

این قدر مسئله و بزرگش نکنیم . این قدر سره هر چیزی چووونه نزنیم .

 

وقتی اون بزرگ بزرگاش مردن ُ وقتی امامای اطهار و پیامبرا مردن وقتی حتی یه روز امام زمان هم می

 

میره ُ من و تو نمی میمیریم ؟؟

 

بلاخره یه روز من و تو هم میمیریم ولی کاش جور بمیریم ه بعدا دوباره آرزو نکنیم دوباه برگردیم خونه ی

 

اولمون که شاید این بار بهتر باشیم ...

 

 

                                ay donya bizaram azat




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:1 توسط :: شیما ::